در ارتباط با شرايط فعلی جهان هر کسی تحليل خودش را دارد اما هيچکس به اين فکر نمی کند که تحليل و برنامه خدا چيست ؟ آيا تحليل های ما تحقق پيدا می کند يا برنامه های خدا ؟ آيا بهتر نيست بجای گوش سپردن به تحليل ناقص اين و آن راز حرکت بشريت را از خدا بشنويم ؟

     بخشی از نوشته پيش رو سالها قبل به رشته تحرير درآمده است . زمانيکه سلاحهای اتمی هنوز بصورت مخفيانه در حال ساخت بود . لطفا حتما اين مقاله صدرصد علمی و حتمی را از قران بخوانيد و به ديگران توصيه کنيد . ( ترجمه انگليسی در انتهای متن موجود است )

     اين مقاله آينده بسيار نزديک بشريت را بر پايه وعده های خداوند متعال واضح و روشن بيان می کند . خواهشمنديم با دقت مطالعه فرماييد .

لینک
چهارشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   سرنوشت محتوم بشريت از ديدگاه قران   

  و اذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابه من الارض تكلمهم ان الناس كانو باياتنا لا يوقنون – نمل 83 . زمانيكه محكوميت كفار قطعي مي شود ما بنده خدائي را وادار مي كنيم تا آنها را از اين محكوميت آگاه كند ، ليكن مردم به آيات و اخبار غيبي ما ايمان نمي آورند .

     گاهگاهي در تقدير خدا وضعيت كفار و ستم كاران به جايي مي رسد كه حق ادامه حيات از آنها سلب مي شود ، بر خدا واجب مي شود به زندگي آنها خاتمه دهد زيرا خدا تا زماني به كفار و منافقين مهلت مي دهد كه آنها جاهلانه به كفر و گناه و ظلم و تجاوز مشغول مي شوند اما بعد از آزمايش و تجربه كه ديدند جنگ و تجاوز به جز فلاكت و هلاكت سودي ندارد و خواستند به جنگ و تجاوز ادامه دهند خدا به زندگي آنها خاتمه مي دهد و بعد وضعيت تازه و بي سابقه اي بوجود مي آورد كه تكرار حوادث گذشته نباشد مانند خاتمه دادن به زندگي بني اميه و روي كار آمدن بني عباس و خاتمه دادن به زندگي بني عباس و روي كار آمدن ديگران و همينطور .

     خداوند در قران سوره بني اسرائيل آيات 4 تا 8 خبر مي دهد كه كفار را در مسير هدف مشترك تا دو مرتبه نهضت و شكست مهلت مي دهد براي مرتبه سوم بعد از دو مرتبه شكست اول اگر توبه كردند لااقل به ميزاني كه دست از تجاوز و ظلم بردارند و به كار مثبت و مفيد ادامه دهند خدا آنها را مهلت و فرصت مي دهد تا به زندگي ادامه دهند اما در مهلت سوم اگر باز هم دست به كار شدند و روش قبلي خودشان را تكرار كردند ، ديگر مهلت از آنها برداشته مي شود و محكوم به فنا و نابودي خواهند بود .

     از زماني كه در جوامع كفر و تجاوز نهضت علمي و صنعتي بوجود آمده خداوند درهاي علم و موفقيت به روي آنها باز نموده بجاي اينكه شكر الهي را بجا آورند و اين موفقيت را در راه خدمت به بشريت و پيشرفت زندگي آنها قرار دهند به عكس در راه خيانت و استثمار ضعفا فعاليت نموده و هر چه بيشتر ظلم و تجاوز را گشترش داده اند تا بالاخره اين ظلم و تجاوز و استثمار ضعفا منجر به دو جنگ جهاني اول و دوم شد ، خداوند در جنگ جهاني اول به مجازات ظلم وتجاوز و استثمار ضعفا كفار را سركوب نمود ، شهرها و كارخانه هاي آنها را به دست خودشان ويران كرد و آن همه خرابي و ويرانگري و قتل و كشتار به دست خودشان براي خودشان فراهم شد . خداوند به دست خودشان آنها را سركوب نمود و بعد از جنگ جهاني اول به آنها مهلت و فرصت داد تا قيام كنند شايد تمدن خود را بدون توحش ادامه دهند ولي در مهلت دوم بعد از سركوبي در جنگ جهاني اول كه نتيجه ظلم و استثمار ضعفا بود باز روش قبلي خود را ادامه دادند ، به همان راهي رفتند كه نتيجه اش جنگ افروزي و ظلم و استثمار بود . خداوند به آنها ميدان داد ، علم و صنعت و به قول خودشان تمدن را بيشتر و بيشتر پيش بردند ، تجهيزات علمي و صنعتي و صنايع جنگي خود را پيشرفت دادند تا در صنايع جنگي خود موفق به كشف بمبهاي هسته اي و اسلحه هاي كشتار جمعي شدند ، خيلي بدتر از گذشته ها به ظلم و استثمار ضعفا ادامه دادند ، روشهاي جنگ افروزي را ادامه دادند ، براي خدمت به صلح و عدالت جهاني نيش و پنجه گرگ و پلنگ را تيز تر و برنده تر ساختند . واي به حال صلح و عدالتي كه از طريق قتل و كشتار و ظلم و استثمار پيدا شود . مرتبه دوم خيلي بدتر از گذشته بشريت را به بردگي و اسارت كشيدند ، شرق و غرب دنيا را به ذلت و فلاكت كشيدند تا اينكه باز بر خداوند متعال واجب شد آنها را سركوب كند و ضعفاي شرق و غرب را از ذلت بردگي  و اسارت آنها برهاند . هيتلر كه در تمدن صنعتي ، خود را پيشرفته تر مي دانست ، خود را نژاد برتر و يا خداي عالم شناخت ، تجاوز خود را شروع كرد و جنگ دوم جهاني را راه انداخت . تقدير خداوند متعال بر اين قرار گرفت كه اين تمدن توام با ظلم و استثمار و توحش را سركوب كند ، جنگ جهاني دوم شروع شد و باز تمامي آن آباديها و صنايع تبديل به ويراني شد . آلمان نازي كه خود را خداي عالم به حساب مي آورد به تمام معني سركوب شد و آن همه قتل و كشتار به راه افتاد كه گفته اند قريب به هشتاد ميليون نفر كشته و آواره بجا گذاشت از جمله دويست و هفتاد هزار كشته ژاپني هيروشيما و ناكازاكي ، اسلحه خطرناك اتمي خود را که براي صلح و عدالت ساخته بودند در اين جنگ آزمايش كردند ، براي ايجاد عدالت آن همه پير و ضعيف و زن و كودك را كشتند ، تمدنشان در انتهاي توحش قرار گرفت عجب اينكه تمامي ملتها از اين جنگ جهاني دوم و بخصوص جنگ اتمي به وحشت افتادند . عليه جنگ قيام كردند و براي جلوگيري از جنگ و تجاوز يك سازمان بين المللي بوجود آوردند كه سران همه ملتها يكجا جمع شوند براي صلح و عدالت فعاليت كنند و ليكن ابر قدرتها در اين سازمان حاضر نشدند دست از نيش و پنجه خطرناك خود بردارند . گفتند آن سازماني را قبول داريم كه در اطاعت ما باشد خداوند متعال هم بعد از اين سركوبي در جنگ دوم به آنها مهلت و فرصت داد امكانات در اختيار آنها گذاشت ( زيرا چنانكه گفته شد خدا در سوره بني اسرائيل تقدير خود را روشن فرمود كه به كفار تا سه مرتبه جنگ و جسارت مهلت ميدهد و در مرتبه سوم اگر روش گذشته ظلم و استثمار را دنبال كردند در اين مرتبه آنها را مي كوبد و به جهنم مي كشاند ) كه در اين رابطه بعد از سركوبي دوم آيه 8 بني اسرائيل مي فرمايد : عسي ربكم ان يرحمكم و ان عدتم عدن ثم جعلنا جهنم للكافرين حصيرا ) يعني در مرتبه دوم كه سركوب شديد باز شايد خداوند به شما رحم كند به شما مهلت و فرصت بدهد شايد راه و روش عادلانه و مصلحانه الهي را دنبال كنيد ، اما اگر در مهلت سوم باز راه و روش ظلم و استثمار را دنبال كرديد در اين مرتبه به جهنم كشيده خواهيد شد و مهلت دنيايي پيدا نخواهيد كرد . بر اساس همين تقدير كفار زمان ما دو مرتبه دنيا را به فساد و جنگ كشيده اند خدا آنها را سركوب نموده و اين مرتبه سوم است كه خداوند به آنها مي فرمايد : عسي ربكم ان يرحمكم و ان عدتم عدنا ثم جعلنا جهنم للكافرين حصيرا . از سال 1945 بعد از جنگ جهاني دوم خداوند به كفار شرق و غرب مهلت داده شايد راه حق و عدالت را پيش گيرند كه متاسفانه همان راه ظلم و زور و استثمار را دنبال كرده اند ، لذا مي گوئيم بر اساس نصوص قراني بعد از جنگ جهاني سوم خداوند به تمامي معني آنها را مي كوبد و مهلت از آنها برداشته مي شود .

امروز سرنوشت جهان يك سرنوشت است

     سرنوشت امروز دنيا با گذشته فرق دارد در گذشته ها طبقات و قطعات كره زمين از يكديگر جدا بودند ، از اوضاع و احوال يكديگر خبر نداشتند در گوشه اي اسلام حاكميت داشت و در گوشه اي مسيحيت و مذاهب ديگر ، چون از يكديگر خبر نداشتند هر كدام تكليف و تقدير جداگانه اي داشتند و ليكن امروز تمام كره زمين به صورت يك شهر و يك روستا در آمده ، همه با هم اند و داخل زندگي يكديگرند ، از اوضاع و احوال يكديگر ، حق يا باطل با خبرند ، نيكان در نظر تمام مردم به نيكي شناخته شده اند ، بدان هم در نظر تمام دنيا به بدي شناخته شده اند امروز آمريكا و امثال او را تمام اهل عالم مي شناسند ، اسلام و مخصوصا انقلاب اسلامي ايران را تمام اهل عالم مي شناسند ، جنگ و استثمار در نظر تمام اهل عالم ، شرق و غرب محكوم است ، آزادي و استقلال و عدالت خواهي هم در نظر تمام اهل عالم محبوب است ، در هر گوشه دنيا حادثه اي مي شود اعتراض جهاني بلند مي شود . تمام اهل عالم دو گروهند كه له و عليه آن حادثه حرف مي زنند ، هيچ كس جرات ندارد عليه يك كشور بجنگد و آنرا تصرف كند . پس تمامي اهل عالم دو گروهند ، دو ملتند ، طرفدار عدالت و آزادي و استقلال ملتها و آنرا در اسلام جستجو مي كنند يا طرفدار ظلم و زور و استثمار و آن را در كفر جهاني و مخصوصا آمريكا جستجو مي كنند ، ظلم و تجاوز منفور همه ملتها و عدالت و آزادي و استقلال محبوب همه ملتهاست ، لذا تمامي جمعيت كره زمين يك سرنوشت دارند ، دو جنگ جهاني اول و دوم را ديده اند و بعد از جنگ جهاني دوم اين همه جنگ و اختلافات پراكنده مشاهده كرده اند ، بر اسلامي كه 1400 سال سابقه تاريخي دارد و كاملا به حقانيت شناخته شده آزمايش مي شوند كه آيا اين دين پاك را قبول دارند و يا منكر مي شوند ، طايفه با سواد و دانشمندان از هر ملتي كاملا آنرا به حقانيت شناخته اند كه طبق مندرجات كتاب مغز متفكر جهان شيعه اين همه علوم و صنايع خود را از قران و اسلام استفاده كرده اند . پس وظيفه دارند لااقل با اسلام و مسلمين منازعه و مخاصمه نداشته باشند ، طوايف مستضعف هم لااقل وظيفه دارند گرايش قلبي به اسلام داشته و تا آنجا كه ممكن است با مسلمين نجنگند ، برادرانه باشند . مسلمانان هم لااقل شناخته اند كه چگونه تفرقه و اختلاف آنها را به بردگي و اسارت كشيده است وظيفه دارند وحدت اسلامي خود را تجديد كنند و از همكاري با غرب و شرق منصرف شوند . پس امروز همه ملتها بهانه اي براي ترك اسلام و يا لااقل جنگ با اسلام و مسلمين ندارند ، پيش وجدان خود محكومند ، امروز كسي كه آيات قراني را آيات شيطاني تبليغ نموده در نظر همه محكوم است . پس كسي عذر و بهانه اي براي مخاصمه و نزاع با اسلام و مسلمين ندارد ، تمامي بشريت مانند يك فرد در برابر اسلام قرار گرفته اند ، نداي اذان اسلام كه در كره زمين طنين انداز مي شود كسي نمي تواند منكر آن باشد بلكه لااقل در قلب خود همه به اسلام گرايش پيدا مي كنند و فرج خود را از خدا مي خواهد . پس تمام بشريت در برابر اين آيه واذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابه من الارض تكلمهم ان الناس كانوا باياتنا لايؤمنون قرار گرفته اند ، يعني روزگاري كه محكوميت مخالفين اسلام قطعيت پيدا كند و ملتهاي مخالف صلح و عدالت محكوم به نابودي شوند ما انساني را مامور مي كنيم آنها را از اين محكوميت آگاه كند و حكم قران و اسلام را كه علاج اين محكوميت است به آنها گزارش دهد وليكن ملتها مانند گذشتگان هشدارهاي ما را قبول نمي كنند و ايمان نمي آورند در نتيجه چاره اي جز اجراي حكم هلاكت نيست . انقلاب اسلامي به پيروي از آيه شريفه به شما هشدار مي دهد قبول اسلام و صلح و عدالت اسلام يگانه راه علاج است .

     الان دنيا و ملتهاي كفر و گناه در معرض  همين محكوميت الهي قرار گرفته اند يا بايد پناهنده به اسلام شوند كه مكتب صلح و عدالت است يا اينكه به جنگ نابود كننده ديگر متوسل شوند كه چاره اي جز اجراي يكي از اين دو حكم نيست زيرا با آگاهي كامل كه كفر و گناه و ظلم و استثمار جز فساد و خرابي چيزي به بار نمي آورد به كفر و گناه خود ادامه مي دهند .تاريخ اين همه تجربه كرده است كه انسان با توليدات خود و طبيعت با توليدات معمول جوابگوي نياز انسان نيست . انسانهاي متكي به خود و توليدات خود و طبيعت در همين وضعي كه بوده و هست خواهي نخواهي در مضيقه قرار مي گيرند . انسان موجودي است كه در خواست و نياز خود نامحدود و نامتناهي است و آنچه مي تواند توليد كند محدود و متناهي است و محدود هرگز جوابگوي نامحدود نيست لذا انسان خواهي نخواهي براي رفع نياز متوسل به ظلم و زور مي شود و از اين ظلم و زور جنگ جهاني بوجود مي آيد ، يك موجود نامتناهي را يك قدرت نامتناهي مي تواند اداره كند و آن قدرت نامتناهي خداوند متعال است ، لطف او از مسير اسلام و صلح و عدالت خواهي و ترك ظلم و زور و استثمار و حركت در خط تعاون در اختيار انسان قرار مي گيرد آثار طبيعي حركت در خط كفر و گناه و ظلم و زور پيدايش جنگ و نزاع است و جنگ و نزاع اثر طبيعي حركت در خط ظلم و زور است كه هر كافر و گناهكاري به جاي اينكه رافع و دافع ظلم و زور باشد ناخودآگاه عامل ظلم و زور است ، پس ظهور جنگ و قتل و كشتارجمعي قابل اجتناب نيست . را طبيعي رفع ظلم و زور و جنگ ، ايمان و اسلام و صلح و صفا و عدالت خواهي و تعاون است و راه طبيعي كفر و گناه ، ظلم و زور و تنازع است . هرگز كفار در طول تاريخ نتوانسته اند دست از ظلم و زور و بردارند و صلح و عدالت بوجود آورند بلكه همه وقت و همه جا در طول تاريخ ناخودآگاه عامل ظلم و زور و جنگ و نزاع بوده و هستند ، پس پيدايش جنگ و نزاع بوسيله اكثر ملتهاي كفر و گناه قهري است . كسي نمي تواند مانع ظهور مسائل قهري و طبيعي باشد ، انتظار صلح و عدالت از كفار مانند انتظار رحم و محبت از گرگ و پلنگ نسبت به آهوان است يا مانند انتظار ورود به مقصد از بيراهه روي است كه انتظاري بي جا و غلط است ، هرگز در تاريخ نمونه نداشته و ندارد پس دنيا در انتظار جنگ جهاني سوم باشد كه اجتناب ناپذير است .

     اهل عالم بايستي به دلايل زير در انتظار جنگ جهاني سوم باشند :

1 - توليدات انسان و طبيعت جوابگوي نياز و احتياج انسان نيست ، خواهي نخواهي در مضيقه و بن بست زندگي قرار مي گيرند و نتيجه اين بن بست جنگ و نزاع است .

2 - ملتهاي كفر و فاقد تمدن ايماني و اسلامي نمي توانند دست از ظلم و زور و استثمار بردارند ، طبيعت كفر و گناه ، ظلم و زور است و طبيعت ظلم پيدايش قتل و كشتار است .

3 - خط حركت كفر و گناه بن بست است به جز توليدات مادي و طبيعت اميد به جائي ندارند و چون قائل به وجود خدا و زندگي آخرت و حساب و كتاب نيستند قتل و جنايت و ظلم و فساد برايشان آسان است به محض اينكه در مضيقه و فشار قرار بگيرند كه مي گيرند متوسل به جنگ مي شوند مخصوصا در برابر مستضعفين كه احساس غلبه و پيروزي بر آنها دارند .

4 - به دليل آگاهي به مفاسد كفر و گناه و ظلم و زور و بي اعتنايي به دعوت پيامبران و دين خدا با اينكه يگانه راه نجات و صلح و عدالت است حق ادامه حيات به تقدير خدا از آنها سلب مي شود ، حوادث نابود كننده به دست خودشان به اراده خدا براي آنها مقدر مي شود زيرا بعد از پيدايش اين حالات بي اعتنايي به دين خدا و فساد و ظلم و گناه مهلت از آنها برداشته مي شود ، ادامه حيا آنها خلاف حكمت و مصلحت است پس نابودي آنها مقدر و اجرا مي شود .

     از طرفي مشاهده مي شود كه اين جنگهاي تانك و توپ و بمباردماني يا هواپيما كارساز نيست و پيروزي نظامي وجود ندارد ، ملتها همه آزادانه و آگاهانه به كشته شدن راضي ترند تا بردگي و اسارت . بعد از جنگ جهاني دوم اين همه جنگهاي توپ و تانكي در گوشه و كنار دنيا بوجود آمده و پيروزي براي كسي حاصل نشده ، پس اين جنگ سوم حتمي الوقوع جهاني هسته اي خواهد بود . مطالب تا اينجا دلائل عقلي و حسابهاي رياضي جنگ سوم است ، علاوه بر اينها دلايل قراني و روايتي هم وجود دارد كه جنگ هسته اي جهاني واقع خواهد شد ، و اين جنگ طبق نصوص قران و روايات همان آتش جهنم است كه به دست كفار ساخته مي شود .

     اولا قران انسانهاي كافر و منافق را به عنوان عامل پيدايش آتش جهنم معرفي مي كند همه جا پيدايش آتش را به كفار نسبت مي دهد . ابتدا روزگاري را معرفي مي كند كه كفار فريفته نيروهاي آتش مي شوند و اين همه سرمايه گذاري مي كنند كه آتش را از مكان آن استخراج نموده و از آن استفاده كنند . در سوره ذاريات آيات 12 تا 14 مي فرمايد : يسئلونك ايان يوم الدين ، يوم هم علي النار يفتنون ذوقوا فتنتكم هذا الذي كنتم به تستعجلون . يعني از تو مي پرسند كه روزگار حكومت ديني كه آخرت است كي است و كجاست ؟ در جوابشان بگو زماني كه كفار فريفته قواي آتش مي شوند تا از آن استفاده كنند ما هم به آنها مي گوييم ( ميدان مي دهيم ) كه آتش را استخراج نموده و مزه آن را بچشند اين آتشها كه از آن در صنايع جنگي و غير جنگي استفاده مي كنيد همان عذابي است كه شما كفار بارها آن را با عجله و شتاب مطالبه مي كرديد كه كجاست جهنم و كجاست عذاب كفار ، همه جا وقتي در برابر تهديدات انبياء قرار مي گرفتند كه به آنها مي گفتند دست از كفر و گناه برداريد والا به آتش معذب مي شويد مي گفتند كو آتش ، كو عذاب ، خيال مي كردند همين امروز كه گناه كردند فردا آتش به جانشان مي افتد ، نمي دانستند كه خدا به آنها مهلت مي دهد در دنيا آتش را روشن مي كنند به جان بندگان خدا مي اندازند و در آخرت به خودشان بر مي گردد . شما مي بيند قريب دو قرن است كه كفار فريفته قواي آتشين شده اند و اسلحه هاي آتشين ساخته اند و انسان بي گناه و با گناه را با اين آتشها سوزانيده اند و اين كه در اين آيات مي گويد روزگار حكومت دين اين آتشها پيدا مي شود يعني آخر زمان زندگي دنيا نزديك به ظهور امام زمان ، ظهور آن حضرت يوم الدين است كه بعد از جنگهاي هسته اي حتما واقع مي شود و از جمله آياتي كه جنگ هسته اي را نشان مي دهد و درست تفسير همين آيات است ، آيات 10 تا 16 سوره دخان است كه مي فرمايد : فارتقب يوم تاتي السماء بدخان مبين يغشي الناس هذا عذاب اليم . تا اينكه از قول مردم كه به آن آتش معذب شده اند مي گويد : ربنا اكشف عنا العذاب انا مؤمنون و جواب مي دهد : انا كاشفوا العذاب قليلا انكم عائدون ، يوم نبطش البطشه الكبري انا منتقمون . به پيغمبر اكرم خطاب مي كند كه در انتظار حكومت و دولت خود باش ( حكومت امام زمان عج ) در روزگاري كه در اين آسمان دود آتش فراوان ظاهر شود كه آن دود آتش تمام مردم را فراگيرد در اين موقع كه مردم در محاصره آن آتش قرار مي گيرند داد و فريادشان بلند مي شود كه اي خدا اين عذاب آتش را از ما برطرف كن ما ايمان آورديم و در آيه بعد جواب مي دهد كه روزي كه حمله بزرگ جهاني خود را شروع كنيم كم كم اين عذاب را از  شما برطرف مي كنيم كه شما به پناه خدا برگرديد . ما از كفار انتقام مي گيريم بي شك اين آتش فراگير در همين زندگي دنيا ظاهر مي شود كه تمام مردم را فرا مي گيرد زيرا عذاب جهنم مخصوص كفار و مخصوص آخرت است و اين آيات نشان مي دهد كه تمام مردم در محاصره آتش ها واقع مي شوند و شما مشاهده مي كنيد كه چگونه كره زمين و شهرها در محاصره موشك هاي قاره پيما با كلاهك هاي هسته اي قرار گرفته و اين تجهيزات آنقدر سريع و قوي است كه مي گويند قدرت تخريبي آنها چند برابر قدرت تخريب كره زمين است .آيا ظهور اين موشكها همان دود و آتش نيست كه در آسمان ظاهر مي شود و بشريت را محاصره مي كند كه خداوند مي فرمايد : تاتي السماء بدخان مبين يغشي الناس . با توجه به اينكه خداوند با كلمات يصلي و تصلي ظهور اين آتش و شعله ور شدن آن را به كفار نسبت مي دهد ، البته آتش از نظر خلقت به خداوند است كه در طبيعت آب و خاك و آتش آفريده و ليكن شعله ور شدن آن به دست انسان است كه با پرتاب يك موشك شهري را به آتش مي كشد ، از اين شعله ور شدن تعبير به يصلي مي شود . چنانكه در سوره اعلي مي فرمايد : يتجنبها الاشقي الذي يصلي النار الكبري ، يعني شقي ترين مردم كه از دين خدا دوري مي كند همان كسي است كه آتش بزرگتر را روشن مي كند ، آتش بزرگتر همين آتشهاي هسته اي است كه از انفجارات ديگر مانند تي ان تي و آتش نفت و بنزين بزرگتر است . در كيفيت حكومت امام زمان ( ع ) روشن خواهد شد كه چگونه اين حرارتها به صاحبان اصلي آن بر مي گردد و جهنم آنها مي شود و باز در سوره انفطار آيات 12 و 14 خداوند از اين آتش ها و روشن شدن آن به دست كفار خبر مي دهد و مي فرمايد : ان الفجار لفي جحيم يصلونها يوم الدين و ما هم عنها بغائبين . يعني در دوران ظهور حكومت ديني ( يعني در مقدمه ظهور امام زمان ) آتش جحيم را روشن مي كنند و خيال مي كنند براي ديگران روشن مي كنند با اينكه خودشان از آن غايب نيستند . يصلونها به معناي روشن كردن آتش است نه به معناي يدخلونها ، اگر به معناي يدخلونها باشد با آيه و ما هم عنها بغائبين سازگار نيست زيرا كسي كه داخل جائي مي شود در آنحا حاضر است . پس اين آيات هم تفسير آيات قبل است . از همه اين آيات صريح تر بر اينكه آتش هاي هسته اي همان جهنم است كه خودشان آن را روشن مي كنند آيات آخر سوره همزه است كه مي فرمايد : انها عليهم موصده في عمد ممدده ، يعني اين آتش كه بر افروخته شد ، در همان ستونهاي سر به فلك كشيده آنها را محاصره مي كند ، عمد ممدده يعني همين آپارتمانهاي سر به فلك كشيده ، آپارتمانها است كه در محاصره موشكهاي قاره اي قرار مي گيرد ، دولتهاي دنيا و وجوه ملت ها كه همان سران دنيا هستند در محاصره آتش واقع مي شوند. نمي دانم چرا از چنين آيات صريحي با يك چنين مصاديق واضحي بايستي غافل بمانيم و باز بهشت و جهنم را بصورتهاي افسانه اي ذكر كنيم كه خداوند چاله اي پر از قير و نفت و هيزم مي سازد و كفار را در آن پرت مي كند ، عذابهاي آخرت همين ها هستند كه در دنيا تهيه ديده ايم و به جان مردم انداخته ايم در آخرت به خودمان بر مي گردد . زيرا كفار چاره اي ندارند جز اينكه براي ادامه ظلم و ستم و تسلط بر ضعفا خود را مجهز و مسلح كنند و آخرين سلاحشان آتش هاي هسته اي است كه در اين زندگي خودشان و ضعفا را آتش مي زنند و در حكومت و عدالت حضرت قائم به خودشان بر مي گردد زيرا انسانها در ثيامت با همان وضعي كه مرده اند و دفن شده اند به زندگي بر مي گردند ، پيرمرد ، پيرمرد زنده مي شود و جوان ، جوان ، زخمي با همان زخم ها و  مريض با همان مرض ها كه دفن شده اند زنده مي شوند ، اگر مؤمن و نيكوكار باشند با شفاي الهي در دارالشفاهاي امام زمان زخم ها و جراحت ها برطرف مي شود ، به جواني و زيبايي بر مي گردند ، امام حسين ( ع) در حديث رجعت خود كه توام با قيام قائم است مي فرمايد : ثم لايبقي علي وجه الارض مقعد و لا مبتلي الا و كشف الله بلائه بنا اهل البيت ( كتاب بلاغه الحسين كه از بحار نقل شده است ) زمين گير و مبتلايي در زمين باقي نمي ماند جز اينكه خداوند بلا و مرض او را به بركت ما اهل بيت برطرف مي كند ، در همين حديث به اصحاب خود مي فرمايد : گويا مي بينم كه فرشتگان شما را از قبر خارج مي كنند ، گرد و غبار از صورتتان مي زدايند و شما را به همسران بهشتي مي رسانند .

     و حضرت ورود اصحاب خود را به بهشت توام با قيام قائم مي داند در حكومت امام زمان انسانهاي مظلوم قدرت پيدا مي كنند با اراده اعجازي كن فيكوني و با اسباب و ابزار دنيايي آثار ظلم و ستم وجود خود را چه از نوع جراحت باشد و يا زجر و كتك و يا حرارت آتش به بدن ظالم خود منتقل كنند . يك مؤمن مظلوم كه در شرايط هزار درجه حرارت مرده باشد با همان حرارت در حكومت امام زمان زنده مي شود  ، هزار درجه حرارت بدن خود را به بدن قاتل ظالم خود منتقل مي كند ، خودش سرد و سلامت مي شود و قاتلش در هزار درجه حرارت قرار مي گيرد ، جهنم در وجود كفار متمركز مي شود مانند حرارت تب نه اينكه چاله اي پر از قير و نفت بسازند و كفار را در آن حبس كنند .

     پس شما اي ابرقدرتهاي كفر و گناه بدانيد كه مشرف به جهنم خود شده ايد يعني آتش هاي هسته اي كه خواهي نخواهي امروز يا فردا بر طبق نصوص قراني آنرا روشن خواهيد كرد و دنيا را آتش خواهيد زد و بعد آتش ها به خودتان بر مي گردد راه علاج و بركناري از اين آتش فقط به اين است كه همه مسلمان شويد ، دعوت اسلام و قران را كه 1400 سال است مانند خورشيد در افكار مي درخشد قبول كنيد ، دست از كفر و گناه و ظلم و ستم برداريد ، همه نداي حضرت خاتم (ص) كه مردم را صدا زدند و فرمودند : قولوا لااله الا الله تفلحوا را اجابت كنيد مثل اين است كه الان شما را دعوت به اسلام و قران مي كند فقط اسلام و قبول قران راه صلح و صفا و عدالت است . از ابتداي تاريخ همه انبياء و اولياء ، نوح ، ابراهيم ، موسي و عيسي و حضرت خاتم شما را دعوت ره ايمان و اسلام كردند و ايمان به خدا را يگانه وسيله صلح و صفا وآرامش دانستند شما قبول نكرديد و به كفر و گناه و ظلم و ستم خود ادامه داديد ، اين همه كشتيد ، سوزانديد ، خراب كرديد تا اينكه خود را مجهز به اين اسلحه هاي خطرناك نموديد كه خود و بشريت را در معرض نابودي قرار داده ايد ، سطح كره زمين و فضا و درياي آن را به فساد و تباهي كشيده ايد تا به اين پايه رسيده ايد كه ممكن است يك نفر ديوانه از شما دنيا را به خاك و خون بكشد و خواهد كشيد . راه علاج ظلم و ستم و قتل و جنگ در اين زمان همان راه علاج تاريخ است كه بوسيله پيغمبران الهي شروع شده ، خط كفر و ظلم و ستم اين آتش ها را بوجود آورده ، راه ايمان و اسلام آنرا خاموش مي كند وجاي ظلم و فساد ، صلح و صلاح و عدالت بوجود مي آورد . هرگز كافر صالح و مصلح نبوده و نخواهد بود و هرگز مؤمن فاسد و مفسد نبوده و نخواهد بود . اگر دوست داريد بشريت را از اين خطر بزرگ و نابود كننده نجات دهيد همه ملتها و دولتها يكصدا اسلام بياوريد ، حكم قران را خودتان در مملكت خودتان پياده كنيد . اين توپ و تانكها و اسلحه هاي آتشين خطرناك را نابود كنيد ، براي ايجاد نظم و عدالت شمشير و شلاق كفايت مي كند چه برسد كه اگر ظلم و ستم نباشد شمشير و شلاق هم لازم نيست ، در اين صورت خدا در قران وعده مي دهد كه بركات فراوان خود را بر شما نازل مي كند . چنانكه مي فرمايد : ولو انهم امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذنا هم بما كانوا يكسبون ( اعراف آيه 96 ) . اگر مردم ايمان به خدا بياورند و از ظلم و گناه بپرهيزند ما درهاي خير و بركت از آسمان و زمين به روي آنها مي گشاييم و ليكن اكثريت دين خدا را تكذيب مي كنند . خود راي و خودمختار كار مي كنند . بر ما كه خدا هستيم واجب مي شود نتيجه كار و كسب شان را كه همين آتش هاست به خودشان برگردانيم . پس راه علاج و جلوگيري از اين خطر بزرگ فقط اسلام و ايمان است هرگز شما ابرقدرتها نمي توانيد با تشكيل مجالس و كنفرانسها اين خطر بزرگ را از خودتان و دنيا برطرف كنيد چنانكه نتوانسته ايد . لااقل نمي توانيد در يك شهر يا روستا صلح و عدالت بوجود آوريد . كفر شما را مجبور به ظلم و ستم و جنگ مي كند چنانكه اسلام و ايمان شما را مجبور به صلح و عدالت مي نمايد فماذا بعد الحق الا الضلال .

     اگر در اينجا بپرسيد اگر ايمان به خدا نياورديم و به كفر خود ادامه داديم چه مي شود در جواب شما ميگوئيم يگانه عامل صلح و صفا و عدالت فقط ايمان و اسلام است . خداوند در سوره بقره آيه 62 مي فرمايد به شناسنامه ها كار نداريم كه يهودي اند يا مسيحي يا مسلمان ، هركس اين سه اصل را حاكم بر خود و زندگي خود كند ترسي و غم و غصه اي نداشته باشد . اصل اول ايمان به خدا به همان كيفيتي كه در اسلام و قران تعريف شده ، اصل دوم ايمان به زندگي آخرت كه نگويند زندگي با مرگ خاتمه پيدا مي كند بلكه تا ابد ادامه دارد . اصل سوم عمل صالح ، يعني اعمال و صنايع همه جا صالح و نافع بحال خود و ديگران باشد . تمامي ملتها اين سه اصل را حاكم بر خود كنند و مكتبي را پرورش دهند كه اصول سه گانه بالا را چنانكه هست و لازم است به رهبري امامهاي معصوم كاملا روشن مي كند . ملتها اگر اصول سه گانه بالا را بپذيرند اول كاري كه لازم است انجام دهند اين است كه اسلحه ها و كارخانه هاي اسلحه سازي را نابود كنند و تمام صنايع و توليداتشان در خدمت بشريت و نافع به حال آنها باشد . ممكن است شما بگوئيد اين كار نشده و نمي شود ، انتظار اين كار از بشريت مثل اينست كه از آتش رفع حرارت و تشنگي بطلبيم و از كوههاي يخ حرارت جويا شويم ، ما مي گوئيم اگركفار و ستمكاران روش ظلم و زور و كفر و گناه را تغيير ندهند پيدايش جنگ جهاني چنانكه قران خبر مي دهد حتمي است زيرا پيدايش جنگ خاصيت طبيعي و قهري ظلم و زور و كفر و گناه است . تقدير خداوند متعال هم بر اين جاريست كه شجره كفر و ظلم را ريشه كن كند ، كره زمين را به افراد مؤمن و صالح و متقي بسپارد ، دنيا را پر از صلح و صفا و عدالت كند چنانكه فرموده است : و كتبنا في الزبور ان الارض يرثها عبادي الصالحون و فرمود : والعاقبه للمتقين ( سوره انبياء آيه 105 ) . براي قلع شجره كفر و گناه جنگ سوم حتمي الوقوع است ، چنانكه در بالا گفته شد قران از جنگ سوم هسته اي خبر مي دهد . خداوند در سوره قارعه از سه جنگ خبر ميدهد : القارعه ما القارعه و ما ادريك ما القارعه . قارعه به معناي جنگهاي كوبنده است چنانكه در سوره رعد آيه 31 مي فرمايد : و لا يزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعه او نحل قريبا من دارهم حتي ياتي وعد الله . يعني هميشه كفار با صنايع خود در معرض جنگهاي كوبنده قرار مي گيرند كه خانه هاي آنها را سرشان خراب مي كند و اين جنگهاي كوبنده ادامه دارد تا اينكه وعده خدا برسد . وعده خدا همه جا تفسير به قيام امام زمان شده است . آن حضرت وعده خدا و موعود است . تكرار القارعه در سوره قارعه به معناي تكرار سه جنگ است جنگ اول و دوم و سوم ، در قارعه سوم كه جنگ سوم است مي فرمايد پشم ابرقدرتها زده مي شود (جبال تاويل به ابر قدرتها شده است )

تا اين ابر قدرتها از سر را برداشته نشوند زمينه ظهور فراهم نمي شود در جنگ سوم هسته اي ابر قدرتها كوبيده مي شوند و مردم مانند پروانه ها كه شمعشان خاموش شده باشد پراكنده و بي سرپرست مي شوند . در تعريف اين جنگ سوم است كه روايتها مي گويد يك سوم كشته مي شوند و يك سوم دنيا مي ميرند و يك سوم ديگر در سخت ترين شرايط زندگي قرار مي گيرند و حديث ديگر به همين مضمون مي گويد دو سوم دنيا كشته مي شوند يا مي ميرند و اين حديث تفسير آيه قران در سوره بني اسرائيل است كه خداوند مي فرمايد : و ان من قريه انا نحن مهلكوها قبل يوم القيامه او معذبوها عذابا شديدا كان ذالك في كتاب مسطورا ( بني اسرائيل آيه 58 ) . يعني هيچ شهر و دهي پيش از ظهور قيامت نيست مگر اينكه ما آن شهر و روستا را هلاك مي كنيم يا به سخت ترين عذاب مبتلا مي نمائيم ، اين تقدير الهي در كتاب ثبت است . پس اين آيه هم خبر مي دهد كه جمعيت كره زمين يا هلاك مي شوند يا به سخت ترين عذاب مبتلايند ، البته اين جمله قبل يوم القيامه در آيه ، قيام امام زمان است در آن قيامت مشهور و معروف مي گويند تمام موجودات مي ميرند ( تبعيض در مرگ معنا ندارد ) و ديگر اينكه مرگ قبل يوم القيامه غير از مرگ عمومي از ابتداي تاريخ است ، زيرا آن مرگ عمومي اختصاصي به قبل يوم القيامه ندارد پس هلاكت شهر و روستاها قبل يوم القيامه همين جنگ سوم است كه پيش از قيام امام زمان واقع مي شود كشتارهاي آني و دسته جمعي با بمب هاي هسته اي است ، جنگ توپ و تانك يك چنين توسعه اي ندارد كه دو سوم جمعيت عالم را هلاك كند ، بلكه جنگ هسته اي است كه دو عدد آن در هيروشيما و ناكازاكي ژاپن ظرف يك ساعت دويست و هفتاد هزار نفر را نابود كرد و بمبهاي هسته اي زمان ما خيلي پيشرفته تر است . عجيب اين است كه مي گويند كل كره زمين را نابود مي كند . گفته اند ابر قدرت آمريكا در اعماق اقيانوس شهري مي سازد كه در بروز جنگ هسته اي به آنجا پناه ببرد البته احساس مي كند كه روي زمين امنيت ندارد . ببينيد چقدر آيات و احاديث با اين جنگ هسته اي مطابقت كامل دارد . پس اين جنگ هسته اي حتما واقع خواهد شد و اهل زمين در زمان ما چنين سرنوشتي خواهند داشت . چاره اي جز وقوع آن نيست مگر اينكه مردم دنيا يك صدا و يكنواخت پناهنده به اسلام و ايمان شوند تا بر طبق آيه ولو انهم امنوا واتقوا با آنها رفتار شود .

     و باز در اينجا سؤال كنيد كه بعد از نابودي دو سوم اهل عالم و متلاشي شدن ابر قدرتها زندگي چه خواهد شد ؟ جواب اين است كه شما چه مي گوئيد و چگونه قضاوت مي كنيد ؟ هميشه زندگي و طبيعت در تحول و تكامل است شما زندگي و مردم زمان خود را با زندگي عصر حجر و با دوران حضرت موسي و عيسي و حضرت خاتم مقايسه كنيد . هر حادثه اي كه واقع شده و وضع موجود زمان را تغيير داده ، وضع بعد از آن و مردم بعد قدمي يا چند قدمي پيشرفته تر از ماقبل بودند . در همين قرن نوزده جنگ اول جهاني و مردم معاصر آن با جنگ دوم جهاني و مردم معاصر آن فرق دارند . جامعه معاصر جنگ دوم همه عليه جنگ قيام كردند ، سازمان ملل بوجود آوردند ، همه جا متجاوز را محكوم كردند . اگر متجاوز و جنگ افروز زياد بودند و هستند وليكن در نظر همه محكومند همان سرباز متجاوز كه مي جنگد خود را محكوم مي داند . پس وضع دنيا و مردم بعد از جنگ دوم جهاني از جنگ اول بهتر است . همين الان همه داد مي زنند بايد اسلحه ها نابود شود ، بايد موشكهاي هسته اي نباشد . پس مردم زمان آينده بهتر از گذشته فكر مي كنند . مردمي كه الان پيش از جنگ سوم داد مي زنند كه بايد جنگ نباشد ، اسلحه نباشد . بعد از اين جنگ لعنتي كه كره زمين را به خون و آتش مي كشد بيشتر از اين جنگ متنفر خواهند شد . مردم دردها را مي فهمند ولي نمي دانند كه علاج دردها به دست خداست نه به دست بشر .

     همين الان و در قرون گذشته خدا فرموده است كه صلح و عدالت و صلاح و سعادت شما در ايمان و تقواست . كفر و گناه و ظلم و ستم عامل افروزنده جنگ و آتش است وليكن مردم مي خواهند با عامل آتش زا ، آتش را خاموش كنند . بنزين و نفت را روي آتش مي ريزند تا آتش را خاموش كنند ، شعله ورتر مي شود . كفر و گناه  و ظلم وستم عامل آتش افروز جنگ است كه با كفر و گناه رفع نمي شود بلكه با ايمان و تقوا رفع مي شود ولي كفار با اسلحه هسته اي مي خواهند اسلحه ها را از بين ببرند . مي گويند بمب هسته اي مي سازيم براي مقاصد صلح ، يعني بنزين روي آتش مي ريزيم براي خاموش كردن آتش . قوانين قراني الهي مانند قواعد طبيعت است از اول كامل است قابل تغيير نيست . هر كس ضد جنگ و طالب صلح است بايستي ايمان به خدا بياورد و در خدمت بشريت باشد نه در خيانت . اداره بشر به دست خداست نه به دست خودشان ( و ربك يخلق ما يشاء و يختار ) موجود نامتناهي يعني انسان محتاج به يك قدرت نا متناهي است اقيانوسها است كه درياچه ها را پر مي كند نه جوي ها و نهرها يا برف و باران ها اقيانوس را . پس مي گوئيم اي بشر اگر دوست داري از اين جهنمي كه به دست خود ساخته اي نجات پيدا كني خط كفر و گناه و ظلم و ستم را رها كن . بيا به خط ايمان و تعاون نه كفر و تنازع . پس جنگ جهاني سوم و جنگ هسته اي حتما واقع مي شود و چاره اي جز آن نيست . دو سوم جمعيت دنيا در اين جنگ هلاك خواهند شد .

     از بزرگترين خصايص فكر بشر بعد از جنگ جهاني سوم اين است كه حكومت انسان بر انسان و ادامه وضع گذشته از حكومتها و صنايع در افكار مردم لغويت پيدا مي كند . همه خواهند دانست كه ادامه وضع گذشته كار ساز نيست . همه كس از طوايف مختلف عالم و جاهل ديني و غير ديني قاصر و مقصر آمده اند و امتحان خود را داده اند ، كاري براي اصلاح عالم از پيش نبرده اند . مومن قاصر بيشتر از اين نتوانسته است ، كافر مقصر هم بدتر كرده است . پس بعد از جنگ سوم جهاني اين فرياد كارساز است كه خداوند در سوره دخان از زبان مردم مي گويد : ربنا اكشف عنا العذاب انا مؤمنون . خدايا ايمان آورديم عذاب را برطرف كن . خدا جواب مي دهد : انا كاشفوا العذاب قليلا انكم عائدون يوم نبطش البطشه الكبرا . يعني به اين زودي با حمله بزرگ جهاني خود اين بلاي جهاني را از شما برطرف مي كنيم و آن حمله بزرگ جهاني قيام امام زمان است . بعد از جنگ جهاني سوم همه علاج درد را در اين مي دانند كه دست به دعا بردارند ، داد بزنند و خدا به دادشان برسد . همه خواهند فهميد كه حكومت انسان بر انسان كارساز نيست . حكومت خدا بر انسان كار ساز است . همه از خدا مي خواهند به دادشان برسد . مي گويند خدايا عذاب را از ما بردار .

     باز در اينجا ممكن است شما سؤال كنيد كه حكومت امام زمان هم حكومت انسان برانسان است . ايشان يك نفر هستند كه مانند ساير انسانها كار مي كنند باز هم جنگ انسان با انسان و تكرار زمانهاي گذشته است گر چه ممكن است ايشان پيروز شوند ولي باز انسانها بر هم حكومت مي كنند شايد مصيبت ها سر جايش باشد ، چگونه علاج مي شود ؟

     جواب اين است كه اشتباه مردم در اين است كه حكومت آن حضرت را حكومت انسان بر انسان مي دانند در حالي كه آن حكومت ، حكومت خدا بر انسان است . اين امامهاي معصوم با بقيه مردم فرق دارند ، ساير مردم اگر چه ممكن است مؤمن و متقي باشند ولي قابل قياس با امام معصوم نيستند . امام معصوم مستقيما اسباب و ابزار دست خداوند متعال است او در اراده و علم خدا مسغرق است . علم او علم خداست ، قدرت او قدرت خداست ، صنعت او و سياست او صنعت و سياست خداست ، اراده او اراده خداست . همان اراده كن فيكوني . اشتباه او اشتباه خداست و خدا اشتباه ندارد . ضعف او ضعف خداست و خدا ضعف ندارد . آن چه مي توانيد از خدا انتظار داشته باشيد از او مي توانيد انتظار داشته باشيد ، خدا محيط به ظاهر و باطن عالم و آدم است آن حضرت هم همينطور . خدا ولايت تكويني دارد ، يعني كل كائنات و ذرات در اطاعت او هستند ، كوه و دريا و صحرا و حيوانات فرمان او را اجرا مي كنند . به آبهاي دريا دستور مي دهد كنار برويد موسي و اقوام او عبور كنند . آب دريا كنار مي رود . به آتش نمرود دستور مي دهد ابراهيم را نسوزاني نمي سوزاند . به نهنگ دريا دستور مي دهد يونس را بلع كن اما او را نخوري ، هضم نكني ، امانت من است او را در شكم خود زنداني كن ، نهنگ او را زنداني مي كند . روز ديگر به نهنگ دريا مي گويد يونس را در ساحل دريا ( نه داخل دريا ) رها كن ، رها مي كند . اين ولايت تكويني است . همين ولايت و قدرت در اختيار امامهاي معصوم و مخصوصا در اختيار امام زمان است . كوه و دريا در اختيار آن حضرت و به فرمان اوست . اولا خدا اوضاع عالم و كائنات را تغيير مي دهد . گردش زمين به امر او از شرق به غرب عوض مي شود . خورشيد از مغرب طلوع مي كند . جاذبه زمين و كرات به دست اوست . ميليونها انسان را به فضا حركت مي دهد با سرعت فوق سرعت نور آنها را به ميان ستارگان مي برد . هنگام حركت به فضا منادي ندا مي كند : الا لا يحملن احدكم معه ماء و لا غذا فان معه عصاء موسي و حجره ، يعني اي كسانيكه دوست داريد با امام به سفر فضا برويد كسي با خودش آب و غذا و توشه مسافرت برندارد زيرا عصاي موسي و سنگ چشمه جوشان موسي به دست اوست . هر جا برويد آب وغذا حاضر است اعجاز موسي و عيسي به دست اوست او به تنهايي همه كس و همه چيز است ، هر چه از خدا انتظار داريد از او انتظار داشته باشيد . كار و كاسبي انسانها در زمان او تعطيل مي شود كار و كاسبي خدا داير مي شود ، پير و عسل و آب و تمامي غذاها و مايحتاج مردم به اراده او مانند نهر در جريان است پاي يك درخت مي نشيني هر چه بخواهي آن درخت در اختيارت قرار مي دهد بالاخره حكومت او حكومت خداست ، قدرت او قدرت خداست به انسانهائي كه داخل قبر خوابيده اند فرمان مي دهد حركت كنيد حركت مي كنند وارد زندگي مي شوند آن حضرت اگر چه انسان است بنده خداست و ليكن از نظر اعمال قدرت و ساير آثار وجودي مانند خداست پس قيام او قيام خدا و حكومت او حكومت خدا و قدرت او قدرت خداست . اگر چه انسان است وليكن از نظر آثار وجودي و عملي مانند خدا شناخته مي شود همانطور كه اين 14 نفر معصوم دين كامل خدا را بوجود آوردند همانطور كه خدا در حكومت و قدرت خود محيط به همه كائنات است آنها نيز محيط به همه كائناتند . پس آن حضرت را با خدا مقايسه و مقابله كنيد نه با خلق خدا .

     فرض كنيد آن حضرت بعد از جنگ سوم هسته اي يك دنياي سوخته و نيم سوخته تحويل مي گيرد . چگونه اداره مي كند ؟ آن همه مريض و سوخته و فلج كور و كر جنگي كه دو سوم جمعيت دنيا را نابود مي كند ، زنده ها را در چه وضعيتي قرار مي دهد ؟ آيا او باز دوا و دارو سازي راه مي اندازد ؟ مگر با دوا و دارو عوارض هسته اي برطرف مي شود ؟ دو مرتبه كارخانه هاي اسلحه سازي و ماشين سازي را راه مي اندازد دو مرتبه مهندسين هسته اي ساز و ويرانگر دنيا را استخدام مي كند و دود دلخ كارخانه ها را راه مي اندازد و اين زندگي كه مردم را خسته كرده است و منفجر شده اند دو مرتبه تكرار مي كند يا مردم را به شمشير و شلاق و سنگ و فلاخن عصر حجر بر مي گرداند ؟ اگر چنين است بگو نيايد زيرا مردم از اين زندگي ماشيني خسته شده اند ، منفجر شده اند ، صحرا و دريا را به فساد كشانيده اند ، محيط زيست و شرايط زيست را نابود كرده اند . اگر قيام او تكرار همين زندگي است قيام نكند بهتر است و يا اگر مي خواهد مردم را به قهقرا برگرداند و به عصر حجر و سنگ و فلاخن ببرد بگو نيايد . آن چطور فرجي است كه از طريق تكرار گذشته ها حاصل مي شود ؟ يا همان مردمي را كه جهنم ساخته اند دو مرتبه براي جهنم سازي استخدام كند . پس يدالله فوق ايديهم كجا رفته است ؟ او به محض ظهور يك تحول تكاملي بوجود مي آورد نه تكرار زندگي قبلي و نه هم قهقرا ، لذا مي گوييم زندگي را به صورت اعجازي اداره مي كند نه به صورت ماشيني . پس آنچه در ذيل اين صفحه در عظمت اين بزرگوار مي گويم قبول كن ، آن حضرت را در وضع گذشته ها و موجودي ها به حساب نياور . بدبختي تاريخ از اينجا شروع شد كه خود را با اولياء خدا و اولياء خدا را با خود قياس كردند ، مجسمه هاي گلي را جاي خدا و دزد و دغل ها را جاي انبياء نشاندند . آن حضرت در زماني قيام مي كند كه اين زندگي بكلي از دست مردم خارج مي شود ، چنانكه خدا مي فرمايد يحيي الارض بعد موتها ، زندگي مي ميرد نه زمين و مردم ، پيرمرد عاجزي كه لقمه اي يا شربتي از آب و غذا نمي تواند استفاده كند پيش از مرگ مرده است ، مرگ زندگي غير از مرگ مردم است . كسي كه خانه و زندگي را سر او كوبيده اند و او را آواره نموده اند زندگي اش مرده است گرچه خودش زنده و آواره باشد . جنگ سوم هسته اي زندگي مردم را مي كشد گر چه بعضي زنده باشند چنانكه خدا فرمود پيش از ظهور يا هلاك مي شوند يا سخت در عذاب قرار مي گيرند . پس اين جنگ سوم زندگي را مي كشد گرچه بعضي زنده باشند و آن بزرگوار زندگي را زنده مي كند . او نمي آيد سر كوچه بايستد و داد بزند كه اي مردم من امام زمان هستم . كي قبول كند يكي رد نمايد . او با يك سخنراني كره زمين را فتح مي كند وقتي كه خود را معرفي مي كند ، سخنراني مي كند هر كس هر جا باشد او را در يك قدمي خود مي بيند و سخنراني او را به زبان خودش مي شنود بدون اينكه صدا و سيمايي در كار باشد همانطور كه سخنراني او در يك آن به همه جا مي رسد قدرتش هم در يك آن به همه كس و همه چيز احاطه دارد هر كاري را كه ابر قدرتها با صدا و سيما و مخابرات انجام مي دهند او با اراده قاهره الهي و اعجازي انجام مي دهد . پس با يك سخنراني دنيا در قبضه تصرف اوست . دانشجويان زمان آن حضرت صنايع اعجازي ياد مي گيرند و صنعت الهي جاي صنايع بشري را مي گيرد . امام باقر (ع) طبق حديثي در كتاب تحف العقول در تفسير آيه حتي تضع الحرب اوزارها مي فرمايد : به محض ظهور او جنگ تعطيل مي شود و تمام اهل عالم يك صدا داد مي زنند آمنا آمنا و ليكن آن حضرت ايمان هر كس را قبول نمي كند مگر ايمان پيش از ظهور را . بايد چه وضعي بوجود آيد كه تمام اهل عالم يك صدا و در يك زمان آمنا آمنا بگويند و آن حضرت ايمان واقعي را قبول كند ؟ به اين صورت است كه آن حضرت خودش و قدرتش در يك جا حاضر باشد . كسي كه به تمام معني بر انسان محيط و مسلط است چرا او را بكشد ؟ كشتن دليل عجز و عدم تسلط است او صاحب قدرت الهي است . كل بشريت در قبضه تصرف اوست ، احتياج به كشتن ندارد لذا امام باقر ع مي فرمايد به محض ظهور او جنگ تعطيل مي شود و اهل عالم تمام تسليم اند . بعد آن حضرت براساس عدم قبول توبه و قبول ايمان قبلي بشريت را تصفيه مي كند . ايمان واقعي را قبول مي كند نه ايمان ظاهري را . بر اساس اين آيه كار ميكند كه خدا مي فرمايد : فيومئذ لا ينفع نفسا ايمانها لم تكن امنت من قبل او كسبت في ايمانها خيرا ( آيه 58سوره انعام ) زيرا ايمان اين است كه انسان تسليم حق شود نه تسليم قدرت چونكه آن حضرت با قدرت قاهره الهي ظاهرميشود .

     اكثريت مردم اجبارا تسليم مي شوند نه اينكه ايمان مي اورند  لذا همه جا روايات مي گويد يسد باب  التوبه  يعني در توبه بسته مي شود زيرا تسليم به قدرت غير از توبه است توبه ابي سفياني كه تسليم قدرت پيغمبر مي شود توبه به حساب نمي آيد لذا مردم زمان يا تسليم اند كه كاري از دستشان نمي آيد يا مومنند در اطاعت آن حضرت . آنها كه با ايمان قبلي پذيرفته مي شوند در بي نهايت موفقيت قرار مي گيرند و آنهايي كه مومن نبوده تسليم اند در صفر زندگي واقع مي شوند . حديث مي گويد : يخرج ايديهم صفرا يا مي گويند : اين مستاصل اهل النفاق و التضليل پس اهل نفاق و تضليل تسليم اند و بيچاره اند لقمه نان و شربت آبي در اختيارشان نيست محروم و معذبند و از مرگ خبري نيست . پس او به محض ظهور با تصفيه عجيب الهي يك مدينه فاضله از انسانهاي مومن خالص بوجود مي آورد . شهري كه ميليونها انسان با هم زندگي مي كنند يك نفر پليس و پاسبان هم وجود ندارد . تمام وابستگان خود را به دعاي مستجاب با اراده كن فيكوني مجهز ميكند كه هر كس هرچه را بخواهد فوري مي شود مال وثروت و قدرت و امكانات مانند آب دريا در اختيار مردم قرار مي گيرد تمامي وعده هايي كه خدا در قرآن گفته به بركت و اراده آن حضرت براي تمامي مومنين فراهم ميشود مردگان را زنده مي كند مرگ و مرض و قتل و كشتار را از بين مي برد زيرا او به علم وقدرت الهي خود چشمه آب حيات است او فرج است او رحمت واسعه الهي و بركت است . پس اي مردم دنيا اگر دوست داريد از بركات وجودي او استفاده كنيد همين الان پيش از ظهور ايمان به خدا بياوريد . اسلام و قران را قبول كنيد دست از ظلم وستم و قتل و كشتار برداريد والا بعد از ظهور توبه شما قبول نيست و تمامي عذابهايي كه در تاريخ به جان مردم انداخته ايد از مردم بخودتان برمي گردد به اضافه عذابهاييكه خود رابه آن معذب نموده ايد . شما حرارت آتش هايي كه در جنگ اول و دوم و جنگ سوم هسته اي بوجود مي آورند در فكر خود حاضركنيد آيا كمتر از جهنمي است كه خدا در قران وصف مي كند ؟ تمامي اين عذابها كه در جان ضعفا و مظلومين ثبت است به اراده ضعفا و مظلومين به ظالمين بر مي گردد ببينيد در جنگ 8 ساله بين ايران وعراق چقدر آتش مصرف شده همه اين آتش ها از وجود شهداي مظلوم به آتش افروزان بعثي و پشتيبانان آنها برمي گردد . اين حرارت ها به اراده شهدا در وجود قاتلها متمركز مي شود و تا ابد مي ماند نه رابطه با خدا دارند كه اين آتش را علاج كند و نه هم در اثر كفر و گناه مستحق رحمت اند كه خدا به آنها رحم كند . پس بياييد پيش از وقوع اين جنگ هسته اي توبه كنيد ، به خدا پناهنده شويد . شايد توبه شما را بپذيرد . ان الله يغفر الذنوب جميعا تو به شما در ظهور آن حضرت توبه نيست كه قبول شود توبه از ترس و عجز يا به طمع تسليم است نه توبه . توبه اينست كه مرض كفر وگناه را بشناسي  دكتر اين مرض را كه خداوند متعال است بشناسي و بعد براي نجات از اين مرض به دكتر حقيقي آن مراجعه كني پس الان توبه كن تا بنور ايمان مرض كفر تو را علاج كند .

     اي عالم ! اي عوام ! اي دانش آموز و اي دانشجو ! اي دكتر و اي پروفسور ! اي فقرا و اغنيايي كه هنوز مانند انسانهاي عصر حجر و مانند عوام الناس دوره نوح پيامبر دين خدا را به مسخره گرفته ايد و اين همه آيات روشن خدا را ناديده مي گيريد بدانيد كه سرنوشت شما همين است كه ياد آوري شد . وعده خدا نزديك است فانتظرو اني  معكم من المنتظرين .

والسلام عليكم و رحمه الله

لینک
شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   warning   

In the name of Allah

 

     A summary of what has come in the article titled: A one hundred percent true prophecy:

 

     In short, the purpose of this article is to prove that in accordance with the Koranic verses and Hadith [narrations from our prophet Muhammad (peace be upon him) and the realities on the ground, the world is heading for a catastrophe, IE the third world war and it will be followed by the rise of Imam Mahdi the 12th Imam of the infallible household of prophet Muhammad (PBUH) who will establish his kingdom through the blessing of Allah the almighty, and his kingdom will be the aurora of the hereafter. Here below come the references and the arguments

 

     The glorious Koran is surah “Bani Israel” (sons of Israel) verses 4-8 declares: “Allah gives the wrong doers the opportunity to taste the fruit of their reckless and aggressive lifestyle twice. After that, if they show remorse and at least improve their behavior, they will be granted a new lease of life; otherwise, their days will be numbered and they will be doomed with demise.

 

     In surah “Annaml” (the Ant) verse 82 it says: ”And when Our verdict is issued, We assign Our servant to rise and show them their destiny; but verily the people don’t believe in Our signs.”

 

     In surah Bani Israel v-8 the Koran warns: “It is likely that Allah may bestow His mercy upon you; but if you return (to the same lifestyles), We will also return (to Our policy of punishment), and thence, (through death and annihilation) will drag you towards the hell (and you can no more have any reprieve)”.

 

     Everybody knows how the technical and scientific developments of the recent centuries gave man enormous wealth and power; but greed and materialism led to devastating wars that killed millions of people and caused so much damage. The past two world wars were the climax of such a barbaric trend. Deployment of nuclear devices, two of which caused such an extensive death and misery in the Japanese cities are but a testimony to what mankind is heading for. The same factors that induced the past wars still do exist and if not eliminated, will lead to the third world war; and the ensuing bloodshed and destruction will pave the way for the rise of the Imam Mahdi (PBUH).

     Usually, acts of ignorance, don’t bring forth Allah’s wrath, and usually He gives the perpetrators a chance to see with their own eyes the consequences of their crimes; but once a person or a group persists in its malicious behaviour despite the experiences, then time comes for his being annihilated since his or their chances are used up. Now a day when people are talking of a world village due to the quick diffusion of the news and ideas, they have no further excuses for not converting to Islam, or at least being in friendly terms with those who believe in it. Everybody knows a lot about Islam that has been shining for the past 14 centuries and has provided the west with the necessary intellectual/ scientific and cultural resources to build up their modern societies based on the post-renaissance advancements.

 

 

     In verse 83 of the surah (chapter) “An Naml” (the Ant), Allah declares: “And when the verdict against the infidels is issued and their condemnation is finalized, We assign a person to rise and advise them that their fate is sealed…”. Apparently, the Islamic revolution in Iran serves as such a notice giver.

 

     In Koran, the disbelievers have been declared as people who establish the hellfire.

     In surah “Waz Zariat” (the Winnowing winds), verses 12-14 we read: “They (mockingly) ask: When will come the day of religion? It will come on the day when they are attracted to the lure of fire; thence they will be told: taste it, this is what you were hurriedly rushing towards. Clearly, it is referring to the oppressors’ enthusiasm to employ as mush firepower as they can. They assume that only their victims will be those who will suffer from the wars imposed on them, whereas once the nuclear devices are utilized in the world war, the same fires they have inflicted upon the others will be re-imposed on themselves and will constitute the hell Allah has promised them. That day is the day of religion and it will be concurrent with the rise of Imam Mahdi (PBUH).

 

     In surah “Ad Dukhan” (the Smoke) verses 10-16, Koran proclaims: “Be on alert for the day when the sky will bring forth a prominent fire; that envelopes the people, that will be a painful torment; (they will cry) O Lord, take away from us this torment, verily we are believers; …..lo! We will withdraw this torment a little; you will return; They day when We make the great assault, We will be avengers.

 

     Then in surah “Al Aa’la” (the highest) Koran declares: “Deprived from the paradise will be the most sinful; he who establishes the great fire” And in surah “Infitar” (the disintegration) verses 12-14: “ The wrong doers will be in the hell; they will set fire to it on the day of religion; and they will not be absent from it”. In surah “Humazah” (the traducer): “Verily it (the hellfire) will be super imposed on them; in their high-rise towers”

 

     Of course, the hell is not a fire crater in which the wrong doers are thrown; rather, it is a fire that burns inside them. In the hereafter, every person will go back to life in the same condition in which he or she has passed away so as to remember what he or she has done to himself or herself. Then, the believers and the virtuous will turn back all their sufferings to the bodies of their tormentors and in the Imam Mahdi’s sanatorium will be safe and sound by the grace of Allah.

 

     Imam Hussain (PBUH), the third Imam of the infallible household of the prophet Muhammad(PBUH), in his sermon on resurrection, when talking about the rise of Imam Mahdi, says: And thereafter there will not be any sick or disabled person unless his or her illness or disability is cured because of our blessing. Elsewhere, he declares: It is as if I am seeing with my own eyes the day when the angels bring you out of your graves, clean the dust off your faces and take you towards your celestial partners. In their rule, the oppressed people are permitted to use the miraculous powers of the Imams, and while removing the effects of the torments they have received, transfer them directly to the bodies of their tormentors.

 

     As we said before, the superpowers are at the verge of an unavoidable nuclear war. Their only reprieve will be converting to Islam. The prophet Muhammad (PBUH)’s saying: “Say there is god save Allah so that you are saved” is echoing through the centuries and is still valid and fresh. That is what every prophet was declaring, but man’s selfishness and egocentrism made him to ignore it throughout the history and led to so many wars and misery, and now the threat of the nuclear war. If the world accepts to adopt the rules of Islam, all the modern weaponry can be a discarded and only sword and whips will suffice to maintain law and order. Moreover, If people receive proper Islamic training, even those to means will not be necessary.

 

     In surah “Bagharah” (The cow) verse 62 we read: “Had the people believed and warded off (evil), We would have opened to them gates of blessings from the heavens; but they denied Our revelations; therefore We took them for what they gained.” All of the international conferences and forums have been useless in stemming the wars. That is because they have abandoned the right way and stepped into the wrong direction and as Allah says: “What is there beyond the right (path) except going astray?”

 

     Allah, in surah “Bagharah” (The cow) verse 62 declares; “We don’t care whether in your ID cards you are introduced as Christians or Jews  or Muslims; rather, we want the people to believe in three principles of belief in the only one god, belief in the hereafter, and warding of the evil. God’s verdict is to uproot the evil and granting the leadership of the world to His virtuous followers as mentioned in the surah “Anbia’e”

(The prophets) v-105.

 

     Going back to the Koranic prophecies, we find in the surah “Al Ghari’ah” (the pounding calamity) that the a/m expression is repeated three times, and then it says:

“ The day when the people will be like scattered butterflies (which have lost the light). And the mountains (meaning the superpowers in accordance with the Koranic interpretations) will be like carded wool.” And in the final verses it declares: “Verily it (the fire) will be superimposed on them. In their high rise columns (buildings).

Also in surah “Ra’ad” (The thunder) v-31 it declares: “Verily the disbelievers are struck by what they have manufactured and devastating wars that ruin their houses over their heads’ and this will continue until whence the god’s promise comes true”

 

     Our Imams have been quoted as saying: “At that time one third of the world population will be killed, a third will die and the remaining will leave in misery and destitution.” In another case, they have said: “Five seventh of them will be killed or will die” In surah  “Bani Israel” (The sons of Israel) v-58  it says: “There is no city unless it is destroyed before the rise of Imam Mahdi or its people are tormented with a severe calamity and all this is registered in the god’s scripture”

 

How will be the life after the said war and the rise of Imam Mahdi?

     Of course his holiness will not re start the new civilization in the same manner that it was before. His reign will be the reign of god since he is His sole representative and will assume all the powers that He has. His conquest will be made miraculously and only after he delivers a single speech which will be heard simultaneously be every on in their native language; everybody will utter his faith in him and will immediately convert, but he will only accept the declaration of those who have done so before his rise; god will bring back the dead to life and he will cure all of them. The torments suffered by the oppressed is returned to the bodies of the oppressors, those whose declaration of belief is accepted will live in prosperity and will enjoy the fruits of his miraculous powers. Hid kingdom will be the kingdom of god in which the people will not have any worries about their material needs, but their only task will be to gain exaltation and raise themselves to the ranks of the infallible imams and will probably be sent to other missions in newly created worlds.

 

Wassalmu alaikun wa rahmatullah.

 

 

لینک
سه‌شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد